همکاری با آسمان شب ایران

آگهی

دفتر طراحی معماری ایتن

پروژه‌های ستاره‌شناسی

 

ارتباط با مدیر آسمان شب

رصدخانه مراغه نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط خسرو جعفری زاده   
28 اسفند 1386 ساعت 14:22
ورجاوند، پرويز. "كشف مجموعة علمي رصدخانه مراغه، يكي از معروفترين مجموعه‌هاي علمي  و نجومي شناخته شده در دنياي شرق". دوره 16، ش 181 (آبان 56): 2-15، تصوير.
   
     
     
     
     
 

كشف مجموعة علمي رصد خانه مراغه

يكي از معروفترين مجموعه هاي علمي و نجومي شناخت شده در دنياي شرق

نوشته: دكتر پرويز ورجاوند     استاد دانشگاه تهران و سرپرست هيات بررسي‏ها و كاوشهاي باستان‏شناسي و بازآرائي رصدخانه مراغه

پيشگفتار (شناسائي و كاوش):

در جريان انجام يك رشته بررسي هاي باستانشناسي كه در سال 1344 توسط نگارنده در منطقه آذربايجان بمرحله اجراء در آمد ضمن بازديد از بناهاي ارزنده مراغه كه در نوع خود شاهكارهائي در مجموعه آثار هنري معماري ايران بشمار ميروند، از تل معروف به ‹‹ رصد داشي›› واقع در خارج شهر مراغه بازديد بعمل آوردم.

بياد ميآورم كه در آن روز اوايل تابستان خوشه هاي گندم ديم قسم عمده سطح تپه را پوشانديه بودند و در چند محل نيز گودالهاي كم عمقي بود كه سربازان در جريان تمرين ها بعنوان سنگر ايجاد كرده بودند.

 
 

وجود همين چاله ها و خاكهائي كه از داخل آن بيرون ريخته بودند نظر من را بوجود ويرانه هائي در محل جلب كرد. قطعه هاي كوچك سفالهاي لعابدار، خرده آجرهاي فراوان، همه و همه حكايت از وجود آثاري داشت كه بشدت ويران شده بودند و جز چند برجستگي كم ارتفاع، اينجا و آنجا چيزي ديگر از آنها برجاي نمانده بود.

در آن روز سعي كردم تا ضمن جمع آوري خرده سفالها يادداشتهائي از آنجا تهيه كنم و اين اميد در من بوجود آمد كه شايد با انجام يك كاوش دقيق توفيق آن بدست آيد تا از راز يكي از معتبرترين مركزهاي علمي ايران و جهان در دورانهاي كهن پرده برداشته شود. راهنماي محلي من در آن روز در پاسخ اينكه محل رصد خانه كجا است؟ من را به غرب تپه بلند ‹‹ رصد داغي›› راهنمائي كرد. در آنجا يك واحد جالب معماري صخره اي قرار داشت كه نظر هر بازديد كننده ايرا بخود معطوف ميداشت. وضع خاص و مشكل توجيه كاربرد واحد مزبور و اينكه برفراز تپه نشانه اي از واحدهاي رصد خانه بچشم نميخورد سبب گرديده بود تا از سالها پيش اين محل را بعنوان ‹‹ رصد خانه›› بشناسند. تا جائيكه در سالهاي 17 – 1316 شمسي در زمان استانداري شادروان كاظمي نسبت به تميز ساختن محوطه مقابل اين واحد و سپس ايجاد راهي براي رسيدن بمقابل آن اقدام ميكنند و روزنامه ها اعلام ميدارند كه محل رصد خانه مراغه براي بازديد مردم و علاقه مندان آماده شده است.

 

تصويري از دامنه غربي تپه رصد خانه مراغه. در اين تصوير نماي واحدهاي كاوش شده معماري صخره اي مشاهده مي گردد.

 

موقع خاص و شكل جالب اين واحد در اولين برخورد توجه هر بازديد كننده ايرا بخود مشغول ميدارد و طبيعي بود كه نظر من را نيز بخود جلب ساخت و سالها بعد كه كار حفاري در تپه رصد خانه را آغاز كرديم در اين محل نيز به كاوش پرداختيم تا چگونگي آن و كاربردش را روشن ساخته باشيم.

در پي بررسي مزبور تلاش من براي فراهم ساختن موجبات انحام يك بررسي بنيادي و انجام حفاري در محل آغاز گرديد و سرانجام توفيق آن بدست آمد تا در سال 1351 خورشيد با استفاده از اعتبارات دانشگاه آذر آبادگان كه از سوي وزارت علوم و آموزش عالي در اختيار اينجانب گذارده شد، كار بررسي و كاوش را در آن محل آغاز كنم. بعد از اولين فصل ادامه كار براي دو سال به عهده تعويق افتاد و بار ديگر در سالهاي 1354 و 1355 دو فصل ديگر كاوش و بررسي در سطح و دامنه تپه صورت گرفت كه منجر به روشن ساختن كليه واحدهاي سطح وبخش اساسي و عمده واحدهاي دامنه تپه گرديد.

 
 

در طول سه فصل كاوش و بررسي دوست ارجمند وگرامي آقاي علي اكبر سرفراز باستانشناس سخت كوش و آگاه وطنمان به نمايندگي از سوي وزارت فرهنگ و هنر با من همكاري نزديك و همه جانبه داشته اند كه لازم ميدانم صميمانه از همكاريشان سپاسگزاري كنم. ديگر همكاران عزيز من در اين سه فصل عبارت بودند از آقاي بختياري در فصل اول، آقايان مرتضوي و حيدريي باستانشناسان جوان و صميمي در فصل دوم، وبالاخره آقايان حاتم و مرتضوي در فصل سوم. از فرصت استفاده ميكنم و بار ديگر از همكاري همه اين عزيزان صميمانه سپاسگزاري ميكنم و آرزوي آن دارم كه بار ديگر پژوهش هاي علمي توفيق بهره يافتن از همكاريهاي دوستانه و با ارزش آنها را بدست آورم. همچنين لازم ميدانم از دانشگاه آذرآبادگان بمناسبت فراهم ساختن اعتبار و وسايل كار كه انجام اين پژوهش و كاوش را ميسر گردانيد نيز تشكر نمايم و آرزومند آن باشم كه ديگر واحدهاي دانشگاهي ايران نيز با احساس مسئوليت در قبال شناسائي جامع محل هاي باستاني و تاريخي منطقه اي كه بدان وابسته ميباشند، اقدام دانشگاه آذر آبادگان را سرمشق قرار دهند و با تأمين اعتبار لازم موجبات انجام يك رشته فعاليتهاي پژوهشي علمي را فراهم سازند.

اينك با توجه به مقدمه بالا به معرفي اجمالي آثار يافت شده در اين سه فصل بررسي و كاوش ميپردازد.

 

تصوير بخشي از واحد مسكوني مكشوف در سطح تپه رصد خانه مراغه. اين واحد معماري مربوط است به زمان بعد از ويراني مجموعه علمي رصد خانه.

 

اشاره اي به پيشينه كارهاي نجومي در ايران:

پيش از آنكه گزارش مزبور را عرضه داريم با توجه به اهميت وسابقه تحقيقات نجومي در ايران بي مناسبت نخواهد بود تا اشاره اي بآن بنمائيم. باشد كه جوانان اين سرزمين با آگاهي از گذشته غني و شكوهمند علمي سرزمين خويش، احساس حقارت و ناچيز بودن را در برابر ملتهاي صاحب تكنيك جهان از خود دور سازند و بخود آيند وبكوشند تا فاصله زيادي را كه با ديگران دارند با تلاش خستگي ناپذير پرسازند. براي آنكه در اين جهاد توفيق لازم بدست آيد بايد مردم را به اهميت و اعتبار عليم گذشته شان آگاه ساخت تا بدانند برخلاف آنچه كه بآنها تلقين شده و ميشود، در گذشته چون امروز ريزه خوار خوان عليم و فني ديگران نبوده اند و بهمان اندازه كه از ديگران كسب ميكردند، خود نيز ميآفريدند و به اندوخته علم جهان ميافزودند.

به شهادت مدارك و اشاره هائي كه در برخي از كتابهاي كهن و مذهبي مربوط به پيش از اسلام وجود دارد، ميدانيم كه از دورانهاي بسيار كهن مسئله ستاره شناسي و تحقيقات فلكي در سرزمين ايران رايج بوده و جمعي از دانشمندان و برخي از شخصيت هاي مذهبي به بررسي و پژوهش در امر نجوم اشتغال داشته اند.

 
 

آنهائي كه با آئين مهر و خصوصيات جامعه روحاني اين مذهب آشنائي دارند، آگاهند كه امر تحقيقات نجوم و ستاره شناسي در اين آئين و بين پيروان آن جايگاهي بلند داشتها ست، چنانكه نشانه هاي آنرا در ‹‹سمبل›› هائي كه از اين مذهب بجاي مانده ميتوان بازيافت. تحقيقات و بررسي هاي نجومي از حدود هزاره دوم پيش از ميلاد ببعد در سطحي وسيعتر و با بينشي هر چه علمي تر ادامه يافت تا جائيكه در دوران اشكاني و بخصوص ساساني داشنمندان اين رشته به كشف بسياري از مسائل پر ارج علمي نائل آمدند چنانكه به اعتباري از نصف النهار نيمروز در سيستان بعنوان اكتشافي پر ارزش از نظر اعتبار و اهميت محاسباتي و دقت ياد ميشود.

در دوران بعد از اسلام فعاليت هاي نجومي در سطح بسيار گسترده ادامه يافت چنانكه در متن هاي تاريخي مختلف شاهد ايجاد رصدخانه هاي مختلف در شهرهاي معتبر و گسترش فعاليت هاي تحقيقاتي نجومي هستيم.

درباره ايجاد رصد خانه هاي دوران بعد از اسلام باختصار ميتوان از آنها چنين ياد كرد: نخستين رصد خانه بعد از اسلام مربوط است به زمان مأمون خليفه. بفرمان مأمون در سال 214 هجري در شهر (شماسيه) و (جبل قاسيون) رصد خانه هائي برپا ميدارند و توليت آنها به يحي بن ابي منصور و خالد بن عبدالملك المروزي واگذار ميشود.

 

تصويري از طرح كامل برج مركزي رصد خانه مراغه. در اين تصوير راهرو مركزيو ‹‹ربع جداري›› مهمترين واحد اندازه گيري اطاقهاي واقع در دو سوي راهروي مركزي و ورودي برج مشاهده ميگردد.

 

گذشته از ستاره شناسي كه در قرن سوم در شيراز – نيشابور و سمرقند با وسايل علمي به امر رصد مشغول بودند، در نيمه نخست قرن چهارم هجري در دوران آل بويه نيز كار ستاره شناسي و ساختن رصد خانه رونق بسيار يافت تا جاييكه شاهان آل بويه حتي در كاخ خود رصد خانه داشتند و ستاره شناسان معروفي چون: عبدالرحمان صوفي، ابن الاعلم، ابوسهل كوهي، صاغاني و ابوالوفاي بوزجاني در آن بكار تحقيق مشغول بودند. در زمان خلافت عزيز (365 – 386 ه. ق) خليفه ي فاطمي نيز رصد خانه اي در قاهره تأسيس مييابد كه در زمان خليفه حاكم (386 –411 ه.ق) بر شهرت و شكوهش افزوده ميشود.

از ديگر رصد خانه هائي كه ياد شده وجود دو رصد خانه در شام و بالاخره رصد خانه ابوريحان بيروني است. در نيمه دوم قرن سوم ابوحنيفه دينوري نيز رصد خانه اي در اصفهان برپا ميسازد.

در سال 467 در زمان پادشاهي ملكشاه نيز رصد خانه عظيمي در ري يا نيشابور برپا ميگردد و دانشمندان بزرگي در آن بكار ميپردازند كه در بين آنها با چهره درخشان حكيم عمر خيام برخورد ميكنيم.

رصد خانه مراغه

سرانجام در قرن هفتم هجري است كه اثر ارزشمند و مركز علمي بزرگ رصد خانه مراغه بنيان گذاري ميشود. درباره تاريخ بنا و چگونگي ساختمان اين مركز علمي با توجه به آنچه در كتابهائي چون ‹‹ جامع التواريخ رشيدي›› و ‹‹ صاف الحفره›› و ‹‹فوات الوفيات›› و نظايري آنها آمده است ميتوان گفت كه بناي رصد خانه به پيشنهاد و اصرار دانشمند بزرگ عصر خواجه نصير الدين طوسي و موافقت هلاكو در سال 657 هجري آغاز ميگردد و بعد از 12 سال تلاش، نتيجه تحقيقات و بررسي هاي خواجه نصير الدين طوسي و ديگر دانشمندان بلند پايه اين مركز علمي چون: مؤيد الدين العرض – نجم الدين كاتبي – نجم الدين دبيران قزويني – علامه قطب الدين شيرازي – فخر الدين مراغي و چند تن ديگر در كتاب معروف به (زيج ايلخاني) انتشار يافت.

خواجه نصير طوسي با نفوذ فراواني كه بر هلاكو داشت او را وادار ساخت تا يك دهم درآمد مستغلات اوقاف را در سراسر مملكت براي مخارج ايجاد وادامه كار اين مركز علمي منظور دارد. خواجه نصير طوسي با استفاده از اين امكان در جوار و نزديكي برج مركزي و مجموعه علمي رصد خانه مزاغه اقدام به بناي: يك مدرسه علمي معتبر – يك كتابخانه – سرائي براي محل زندگي دانشمندان و ساير واحدهاي علمي و جنبي مركز تحقيقات كرد و باين ترتيب به اعتباري بزرگترين مركز علمي سرزمينهاي اسلامي را در قرن هفتم در مراغه بوجود آورد.

رصد خانه مراغه در دنياي كهن معروفيت و شهرتي فراوان داشت واين شهرت تا قرن هشتم پايدار ماند و زماني بدست فراموشي سپرده شد كه رصد خانه ‹‹ شنبه غازان›› در تبريز و رصد خانه معروف سمرقند در سال 827 براساس طرح و ضوابط علمي رصد خانه مراغه برپا گشت و مورد استفاده قرار گرفت.

در اينكه بطور دقيق اين مركز تا چه زماني برپا بوده اظهار نظري صريح و بي چون و چرا نميتوان كرد ولي مداركي در دست است كه دست كم اين مركز تا زمان پادشاهي سلطان محمد خدا بنده نيز فعاليت داشته است. امري كه در ميان تمامي رصد خانه هاي دنياي اسلامي و جهان تا قبل از نيمه دوم قرن شانزدهم ميلادي استثنا بشمار ميرود. زيرا طبق مدارك موجود، رصدخانه سمرقند كه براساس طرح وضوابط رصدخانه مراغه در قرن نهم هجري و سال 824 بنا ميگردد با همه معروفيت وشهرت آن فقط حدود 30 سال فعاليت داشته است.

از زمان ويراني اين مجموعه ببعد جز در دو سه مورد اشاره اي باين محل و توصيف آن نشده است. همچنين جز دو مورد طرح و عكسي از آن دردست نيست. قديمي ترين طرح از اين محل مربوط است به كروكي مختصري كه در سال 1883 ميلادي توسط ‹‹ هوتوم شيندلر›› آلماني كشيده شده است پس از آن در سال 1276 هجري قمري نيز نقشه مختصري از سطح تپه توسط استاد ملا علي محمد اصفهاني تهيه گرديد كه در شماره هفت سال 1281 روزنامه علميه بچاپ رسيد. اين هر دو طرح چيزي نيست جز نشان دادن وضع ناهمواريهاي سطح تپه، زيرا كه قرنها پيش از آن واحدهاي معماري رصدخانه ويران و در زير خاك پنهان شده بود و هيچ نشانه اي از آنها در دست نبود.

 
 

مجموعه واحدهاي يافت شده در سطح تپه رصدخانه مراغه

در سطح تپه رصد خانه درمجموع 17 واحد معماري بدست آم كه يكي از آنها مربوط به تأسيسات بعد از ويراني رصد خانه وبقيه تمامي واحدهائي هستند كه در كنار هم مجموعه علمي رصد خانه مراغه را تشكيل ميداده اند. اين واحدها خود به دو دسته تقسيم ميشوند. گروه اول آنهائي كه بطور مستقيم در كار فعاليت ها و تحقيقات نجومي مورد استفاده داشته اند و گروه دوم آنهائي كه بعنوان واحدهاي وابسته مركز علمي كاربردهائي ويژه چون: كتابخانه مدرسه – كارگاه ريخته گري و ابزار سازي داشته اند. شرح يكايك واحدهاي بدست آمده بحث مفصلي است كه از حوصله اين نوشته بيرون ميباشد از اينرو ما در صفحه هاي بعد به معرفي كلي و اجمالي اين مجموعه وتوصيف كوتاه برخي از واحدهاي آن ميپردازيم.

تپه رصد خانه مراغه: تپه رصدخانه مراغه بطول 510 و عرض متوسط (ميان تپه) 217 و بارتفاع 110 متر در غرب شهر مراغه واقع است. جهت طول تپه در امتداد شمالي - جنوبي قرار دارد.

مجموعه واحدهاي رصدخانه مراغه در نيمه جنوبي اين تپه بنا گرديده و دو قسمت تپه بوسيله ديواري بعرض حدود يك متر و طول 139 متر از يكديگر جدا شده است.

در سمت شرق تپه نيز ديواري در جهت شمال جنوبي بطول 180 و عرض 1 متر وجود دارد در لبه غربي تپه نيز باحصار يا سنگچيني برخورد ميكنيم كه پس از برخورد با انتهاي ديوار شمالي ادامه پيدا ميكند و تا قسمتي از نيمه دوم تپه پيش ميرود.

 

در اين تصوير برج و راهرو مركزي برج و پلكان زير ربع جداري ديده ميشود. بمنظور حفظ باقيمانده ربع جداري چنانكه ملاحظه ميگردد يك ويترين شيشه اي بر روي آن استوار گرديده است.

 

همچنين در محوطه تپه با چند مسير سنگچين كه شبكه هاي ارتباطي مجموعه را تشكيل ميداده اند برخورد گرديد.

از ميان واحدهاي مكشوف ميتوان هفت واحد را كه جز يكي تمامي براساس طرح دايره بنياد گرفته اند مربوط به كارها و اندازه گيريهاي نجومي دانست كه ميبايد كاربرد دقيق علمي هر يك از آنها شناخته شود.

برج مركزي رصدخانه

در ميان اين واحدهاي هفت گانه و به اعتبار ديگر در ميان كليه واحدهاي بدست آمده در سطح تپه مهمترين و وسيع ترينشان برج مركزي رصدخانه است كه در ميان مجموعه واحدهاي معماري قرار گرفته است. برج مزبور به قطر داخلي 22 متر داراي ديواري به ضخامت 80 سانتيمتر ميباشد. در جريان كاوش توفيق يافتن طرح كامل برج بدست آمد. ورودي برج در جانب جنوبي قرار دارد كه بكمك دو سكوي سنگي در دو طرف ورودي مشخص ميباشد. در برابر ورودي راهروئي بعرض 10/3 متر در جهت شمال جنوبي قرار دارد كه مهم ترين بخش رصدخانه مراغه را تشكيل ميدهد. در وسط اين راهرو با باقيمانده يك سكوي پله مانند كه با نظمي خاص بطرف بالا امتداد مييافته و تا مركز ادامه داشته برخورد ميكنيم.

بر روي اين سكو با قسمتي از يك ناوسنگي يا ‹‹ ربع جداري›› كه مهم ترين واحد قراول روي و اندازه گيري در بين مجموعه واحدهاي رصدخانه است برخورد ميكنيم. در وضع حاضر از اين اثر مهم 55/5 متر آن برجا است كه با اندازه گيريهاي لازم و انجام محاسبه، طول شعاع آن حدود 10/18 متر ميشود.

 

تصويري از بناي جالب كتابخانه رصدخانه مراغه. اين بنا در گوشه شمال غربي مجموعه بدست آمد.

 

در دو سوي راهرو مركزي با شش اطاق برخورد ميشود كه بجز دو اطاق كوچك واقع در سمت شمال و جنوب بقيه داراي شكل هندسي مستطيل بوده و در جهت طولي در وسط اختلاف سطحي برابر 25 سانتيمتر در آنها ديده ميشود.

درباره ارتفاع برج، وضع كامل و دقيق داخل آن و بالاخره تعداد طبقه ها و تزيينات خارجي آن با توجه به آثار ناچيز بدست آمده اظهار نظري اساسي وبي چون و چرا نميتوان كرد. همين قدر با توجه به طول ربع جداري و قطر برج ميتوان گفت كه ارتفاع اصلي برج بايد بين 20 تا 25 متر بوده باشد و در چنين صورتي دست كم نماي برج ميبايد به چهار طبقه تقسيم شده باشد.

مصالحي كه در بناي برج كار گرفته شده عبارتست از: سنگ قلوه و لاشه – سنگ هاي تراش براي ازاره – خارجي و داخلي – سنگهاي تراش بزرگ براي ورود برج، آجر در سه اندازه مختلف – ملاط و اندود گچ، كاشيهاي رنگي و لعابدار در سه طرح و نوع مختلف – سنگ هاي حجاري شده و نقش دار – آجرهاي نقش دار تزييني – براساس قطعه هاي تزييني بدست آمده وبا توجه به يكي دو متن تاريخي در زمينه توصيف اين برج بخصوص قصيده معروف ‹‹ قاضي القضات اصفهاني›› ميتوان گفت كه برج رصد خانه مراغه داراي نمائي پرشكوه و چشم گير بوده و تزيينات داخل آن كه براساس ضوابط نجومي و صورفلكي صورت گرفته بود از زيبائي خيره كننده اي بهره مند بوده است.

 

قطعه اي از كاشيهاي نقش دار مربوط به كتبيه بزرگ نماي خارجي برج مركزي كه در جريان كاوش بدست آمده است. زمينه كار سفيد مايل به كرم، نقش هاي گياهي برنگ قهوه اي و نوشته هاي برجسته كتبيه برنگ لاجوردي.

تصوير يك قطعه كاشي مربوط به تزيينات رصدخانه مراغه كه در جريان كاوش با آن برخورد گرديده است.

تصوير يكي از پنج واحد مدور رصدخانه مراغه واقع در جنوب برج مركزي. اين اثر و ديگر واحدهاي دايره شكل بدست آمده در سطح تپه در زمينه اندازه گيري ها و تحقيقات مختلف نجومي مورد استفاده داشته اند.

 

واحدهاي مدور پنج گانه

در جنوب، جنوب شرقي و شمال شرقي برج مركزي رصدخانه مراغه پنج واحد مدور كشف گرديد كه هر يك بطور مستقيم در كار پژوهشهاي نجومي مورد استفاده داشته اند و ابزارهائي بر روي آنها استوار ميشده است در اين باره تنها و جالبترين متن و مدرك كتاب ارزنده ‹‹ عرضي›› مربوط به شرح آلات رصد است. وسايل مزبور كه باحتمال در محل اين واحدها نصب ميشده عبارت بوده اند از:

ذات الحلق دات الشعبتان – آلت مخصوص تعيين ميل دائره البروج – آلت مخصوص براي تعيين مواقع اعتدالين – آلت مخصوص اندازه گيري كسوفات – ربع متحرك براي اندازه گيري مختصات افقي ستارگان – آلت ظلي عظيمه – آلت كامله .

كتابخانه

در گوشه شمال غربي نيمه جنوبي تپه واقع در زير حصار شمال محوطه رصد خانه بناي جالبي بمساحت 330 متر مربع بدست آمده كه با توجه به جنبه هاي مختلف امر ميتوان آنرا كتابخانه مجموعه دانست.

 

تصوير چند نمونه از نقش هاي روي بدنه سفالهاي بدون لعاب بدست آمده در كاوشهاي تپه رصدخانه مراغه.

تصوير نمونه هائي چند از دسته – لوله وكف سفالهاي بدون لعاب بدست آمده در كاوشهاي تپه رصدخانه مراغه

 

متون مختلف تاريخي درباره كتابخانه رصدخانه مراغه همه از اثري ياد ميكنند كه عظمت آن بي سابقه بوده است. زيرا كه آنرا گنجينه اي شامل 400000 جلد كتاب ياد كرده اند. آنچه كه ما در اين محل يافته ايم و با توجه به طرح و وضع كلي بر آن نام كتابخانه گذارده ايم، واحدي است كه بهيچوجه گنجايش در برگرفتن يك دهم چنين رقمي را هم ندارد. درباره طرح اين واحد جا دارد يادآور شويم كه از يك نقشه جالب و به اعتباري استثنائي برخوردار است. از جمله آنكه در نقشه اين بنا به گونه اي هنرمندانه دو كلمه ‹‹ الله›› و ‹‹علي›› را نقش انداخته اند. موردي كه شايد بتوان آنرا بي سابقه دانست.

مصالح مورد استفاده براي بناي اين اثر عبارتست از: خشت و آجر همراه با ملاط گل. با توجه به وضع كلي بنا چنين ميتوان گفت كه داراي پوشش مسطح بوده است.

كارگاه ريخته گري

در ميان ديگر واحدهاي مكشوف در سطح تپه، با بنائي برخورد گرديد كه با توجه به طرح وتقسيمات داخلي ومواد بدست آمده مي توان آنرا كارگاه ريخته گري و تهيه ابزار فلزي دانست. منابع تاريخي با صراحت باين امر اشاره دارند كه ‹‹ عرضي›› دانشمند معروف و نويسنده كتاب معتبر شرح آلات رصد خانه مراغه كار ساختن ابزار و آلات فلزي را در محل مجموعه علمي رصدخانه مراغه انجام ميداده است.

مدرسه يا مدرس مجموعه علمي

جنوبي ترين اثر مكشوف در سطح تپه رصدخانه را بناي به نسبت بزرگي تشكيل ميدهد كه در عين نارسائي از نقشه اي جالب برخوردار است و باحتمال بايد بعنوان مدرسه يا مدرس و يا تالار آموزش مجموعه مورد استفاده ميداشته است. اين تنها بناي مجموعه است كه عمده مصالح آنرا آجر تشكيل ميدهد.

لازم به يادآوري است كه بنا بر متن هاي تاريخي مدرسه موجود در مجموعه علمي رصدخانه مراغه داراي آنچنان معروفيتي بوده كه حتي از چين نيز دانشجوياني براي تحصيل در زمينه‏هاي: رياضي، فيزيك و نجوم بسوي آن رو ميآورده اند.

 واحدهاي ديگر

درباره مورد استفاده و كاربرد ديگر واحدهاي بدست آمده در سطح تپه جا دارد تا انجام بررسي هاي وسيع و همه جانبه از اظهار روشن خود داري شود.

بطور كلي بايد يادآور شويم كه براي مشخص ساختن شكل اصلي و كاربرد اكثر واحدهاي بدست آمده ايجاب ميكند تا از معدود متخصصان نجوم كهن ياري گرفته شود.

مقايسه رصدخانه سمرقند و رصدخانه مراغه

كشف رصدخانه سمرقند به قرن نوزدهم مربوط ميشود. محل اين رصدخانه براساس يك وقف نامه قديمي كه حدود ملكي را به ‹‹تل رصد›› محدود ميساخت شناخته شد و حفاري آن بوسيله ‹‹وياتكين›› در 1287 هجري قمري انجام گرفت. قطر برج اصلي رصدخانه سمرقند 24 متر است (برابر رصدخانه مراغه).

 
 

راهرو مياني كه ‹‹ربع جداري›› يا آلت اصلي رصد را در بر ميگيرد بصورت ربع دايره قائم نيمي در داخل زمين و نيمي از كف ببالا در جهت شمال – جنوبي در روي قطر دايره ايجاد شده است.

آنچه از مقايسه كلي طرح دو رصد خانه بر ميآيد اينكه رصدخانه سمرقند براساس طرح ونقشه رصدخانه مراغه و با همان اندازه ايجاد شده است. تنها اختلاف اساسي مربوط است به راهرو مياني محل نصب ‹‹ربع جداري›› كه در رصدخانه سمرقند با توجه بآنكه نيم از آن چون سردابي از كف به زير زمين برده شده، طول بيشتري يافته است.

در جريان حفاري رصدخانه سمرقند با قطعه هاي مختلف تزيينات معماري برج برخورد گرديده كه بر اساس آن متن هاي تاريخي كه رصدخانه را توصيف كرده اند چنين بنظر ميرسد كه اين بنا نيز چون رصد خانه مراغه از شكوه  زيبائي فراوان بهره مند بوده است.

سال آغاز بناي رصدخانه سمرقند 824 هجري قمري و سال پايان آن 827 هجري است.

 

 تصويري از نمي ورودي مجموعه جالب معماري صخره اي واقع در دامنه غربي تپه رصدخانه مراغه.

 چند قطعه سفال لعابدار رنگي بدست آمده در تپه رصدخانه.

 

اشياء بدست آمده در سه فصل كاوش

در جريان كاوش هاي سطح و دامنه تپه در طي سه فصل حفاري بجز پلان واحدهاي معماري، اشياء چشم گيري بدست نيامد. آنچه نيز كه در واحدهاي مختلف بدست آمد بيشتر بصورت قطعه هاي شكسته و بسيار كوچك بود، چنانكه از ميان هزاران قطعه قطعه سفالهاي شكسته فقط چند ظرف سفالي به نسبت كامل در دست ميباشد.

در ميان اشياء يافت شده بيش از هر چيز قطعه كاشي هاي كتيبه دار و نقش دار، آجرهاي نقش دار قالبي و سنگ هاي حجاري شده داراي اهميت فراوان هستند. زيرا كه بياري اين قطعه ها ميتوان درباره جنبه هاي تزييني آثار معماري مكشوف در سطح تپه اظهار نظر كرد و با انجام مقايسه ميان آنها و ديگر آثار معماري دوران ايلخاني اطلاعات جامع تري در زمينه معماري آن محل و آن زمان بدست آورد.

در جريان حفاري تا كنون با هيچگونه شيئي كه در كارهاي نجومي كاربردي داشته باشد برخورد نشده و اين ميرساند كه قبل از متروك شدن رصد خانه كليه لوازم و ابزار علمي و فني آن به رصدخانه ها و مراكز علمي ديگر انقال يافته است. در حال حاضر از ميان همه ابزار و آلات نجومي كه در رصدخانه مراغه قرار داشته يك كره فلزي را ميشناسيم كه بر آن صور فلكي نقش بسته است. اين كره در قرن هفتم هجري قمري در مراغه ساخته شده و امروز در مزوه ‹‹درسدن›› آلمان شرقي قرار دارد.

خواجه نصير الدين طوسي بنيان گذار رصدخانه مراغه و همكاران دانشمند او

از آنجا كه ميان نام رصدخانه مراغه و نام دانشمند بزرگ ايراني خواجه نصير الدين طوسي بنيان گزار اين مركز بزرگ علم يپيوندي نا گسستني وجود دارد ايجاب ميكند تا به اختصار درباره زندگينامه اين چهره درخشان تاريخ علم ايران و جهان چند سطري نوشته آيد. خواجه نصير الدين طوسي در سال 597 هجري قمري در جهرود قم يا در طوس ديده برجهان ميگشايد. نزد پدر و دائي خود و سپس فريدالدين داماد نيشابوري به كسب علم ميپردازد. علم رياضي را نزد كمال الدين محمد حاسب و ديگر معارف زمان را نزد بزرگاني چون: قطب الدين مصري – كمال الدين يونس موصلي و ابوالسادات اصفهاني تلمذ ميكند و تا اينكه خود جايگاهي والا مييابد و باو لقب ‹‹استاد البشر›› ميدهند. مدت زماني در قهستان در دستگاه ‹‹ ناصر الدين›› از سران اسماعيليه بسر ميبرد و به كار تحقيق ميپردازد سپس ناصر الدين او را به نزد ‹‹ علاء الدين محمد›› هفتمين خليفه حسن صباح به قلعه الموت ميفرستد و او تا پايان كار ‹‹ ركن الدين خورشاه›› آخرين فرمانرواي اسماعيلي در آنجا ميماند و بكار تحقيق و پژوهش ميپردازد. بقولي در زمان حمله هلاكو به قلاع اسماعيليه، خورشاه بنا بر صوابديد خواجه نصير كه مقاومت را بي فايده ميديده خود را تسليم ميسازد. هلاكو كه از مدت زماني پيش با نام خواجه نصير آشنا بوده مقدم او را گرامي ميشمارد و خواجه از مقربان و معتمدان دربار و به تعبيري وزير او ميگردد. خواجه نصير الدين چنان موقع و نفوذي نزد هلاكو مييابد كه سرانجام بر اثر تدبير او دستگاه خلافت عباسيان برچيده ميشود. پس از فتح بغداد و انتخاب مراغه به پايتختي توسط هلاكو نصير الدين با اتكاء بر موقع ممتاز خويش موجبات آنرا فراهم ميسازد تا با ايجاد مركز علمي تحقيقات نجومي رصدخانه مراغه، بدنبال مدت زماني فترت علمي در پي يورش مغول، بار ديگر فعاليت هاي علمي و پژوهشي در سطحي وسيع و كم سابقه و با امكاناتي چشم گير از سر گرفته شود.

خواجه نصير الدين گذشته از گردآوري كتابها و مدارك علمي و آلات رصد در يان مركز توفيق آن مييابد تا چهره هاي درخشاني چون: مؤيد الدين العرضي – نجم الدين كاتبي – محي الدين اخلاطي – نجم الدين دبيران – قطب الدين شيرازي – فخر الدين مراغي و … را كه هر يك از جمله دانشمندان بزرگ ومعتبر زمان بودند بهمكاري فرا خواند. خواجه نصير بياري اين دانشمندان و گروهي ديگر توفيق آن يافت تا يكي از معتبر ترين مراكز مشهور علمي وتحقيقاتي و آموزشي جهان را تا پيش از بنياد گرفتن دانشگاه هاي مغرب زمين بوجود آورد. چنانكه گفته شد خواجه نصير با نفوذ فراواني كه در دستگاه حكومتي ايلخانان داشت اين امكان را بدست آورد تا يكدهم از در امد اوقاف مملكت را به مخارج اين مركز بزرگ پژوهشي اختصاص دهد و موجبات آنرا فراهم سازد تا دانشمندان و دانشجويان با بهره مند شدن از امكانات مناسب به كار پژوهش، آموزش و دانش اندوزي سرگرم باشند.

‹‹پاورقي ها››

1-    دائره المعارف فارسي – به سرپرستي غلامحسين مصاحب – جلد اول – تهران 1345 صفحه 1086.

2- Houtum – Schindler.

3- در مورد هر دو ديوار اين تصور وجود دارد كه در امر نشانه روي با ابزارهاي خاص نيز مورد استفاده داشته اند.

4- Le quadrant Mural.

5- قاضي القضات نظام الدين اصفهاني در قصيده اي كه در مدح خواجه نصير الدين طوسي سروده است به توصيف رصدخانه مراغه پرداخته و بدون آنكه اطلاعات روشن بدست دهد از آن بعنوان يك بناي با شكوه ياد كرده است.

6- Spher Armillair.

7- لازم به ياد آوري است كه در برخي از مدارك محل كتابخانه رصدخانه در داخل برج مركزي ياد شده است.

8- براي اطلاعات بيشتر از چگونگي بناي رصدخانه سمرقند و طرح بازسازي شده آن به كتاب ‹‹ميراث تمدن ايران در سرزمين هاي آسيائي شوروي›› نوشته نگارنده – تهران 1351 صفحه 31 – 36 و مقاله اقاي مهندس ابوالقاسم اشتري زير عنوان: ساختمان و سازمان رصدخانه الغ بيك، در ياد نامه نخستين سمينار ستاره شناسي ايران از انتشارات دانشگاه آذر آبادگان مراجعه فرمايند.

 
 
< بعد   قبل >
Advertisement