حامی ستاره شناسان

 
 

آگهی


 
 
 
  
 
 
 

پروژه‌های ستاره‌شناسی

 
 
 

ارتباط با مدیر آسمان شب

رصد اجرام روشن آسمان شهر نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرهاد ذکاوت   
26 خرداد 1387 ساعت 01:05
 ماه، خورشيد و سيارات سوژه‌هاي ساده‌ي رصد با تلسكوپ در شهر هستند. ماه، خورشيد و 3 سياره از 5 سياره كه با چشم غيرمسلح ديده مي‌شوند، به‌راحتي با تلسكوپ مشاهده مي‌شوند. حتي با وجود آلودگي نوري، مه و دود و غبار  هم روشن هستند. به همين دليل است كه اخترشناسان ترجيح مي‌دهند كه براي رصد آن‌ها نزديك منزل خود باشند.
ولي همگي در متروپوليس (Metropolis) چندان هم وضعيت خوبي ندارند. حتي آلودگي نوري ممكن است تنها عامل نباشد كه باعث مشكل مي‌شود. شايد گرفتاري اصلي جنگل‌هايي هستند كه پُر از منابع گرما بوده و باعث آشفتگي جوي و اختلال در شرايط رصدي و پارامتر «ديد» مي‌شوند. در نتيجه تصوير كدر و ناواضح مي‌شود. اتوبان‌ها، بيش‌تر پاركينگ‌ها و ساختمان‌ها همگي در طول روز گرما را جذب مي‌كنند. اين خود مشكل‌زاست. ولي در همين موقع غباري كه در شهرها غوطه‌ور هستند مي‌توانند عدم ثبات جوي را كاملاً خنثي كند! مثلاً شهرهايي مثل ميامي (Miami) آسماني پايدار دارند.
در اينجا چند روش و خلاقيت را براي رصد لذت‌بخش منظومه‌ي شمسي از محل زندگي‌تان معرفي مي‌كنم. بياييد نگاهي دقيق‌تر به محل رصد بيندازيم. مشاهده‌ي سيارات بستگي به ثبات جوي دارد تا تضاد نوري و تاريكي آسمان شب پشت بام‌ها. محل عبور و مرور و پارك ماشين‌ها و ديگر سطوح مشابه گرما را در روز گرفته و بدترين انتخاب براي محل رصدي شما هستند.
 
علفزارها و چمن‌زارها گرما را تا حدودي جذب مي‌كنند و شرايط بهتري فراهم مي‌كنند. با اين وجود بايد از درختان پُر برگ گاهي مي‌توان استفاده كرد؛ «جف بارتون» مي‌نويسد: «من از دو درخت بلوط براي بهبود وضعيت آلودگي نوري استفاده مي‌كنم؛ درختان در غرب من و منزل در شرق راه آلودگي نوري را سد مي‌كنند. بنابراين نماي جنوبي خوبي خواهم داشت. با اين حال توجه دارم كه وقتي سياره‌اي از بالاي درخت بلوط طلوع مي‌كند، گرماي حاصل از درخت، جزئيات را محو مي‌كند و اصلاً مهم نيست كه چقدر تضاد نوري يا پارامتر ديد خوب باشند.»
جهت و سرعت ممكن است كمك خوبي باشند. اگر در جهت باد رصدگاه خود را برپا كنيم و  باد در جهت دور كردن گرما بوزد، اثر آن را بر «پارامتر ديد» كاهش مي‌دهد، زيرا تابش گرما در جهت دور روشن شدن از شماست.


«ماه»
مهم نيست كجا باشيد! ماه نه نمي‌گويد! فقط با يك نگاه به سمت آن نشانه مي‌رويد. درياي تاريك، كوهستان‌هاي بلند، و همه‌ي حفره‌ها، بسيار نزديك به نظر مي‌رسند و انگار مي‌توانيد به آن‌ها برسيد و لمس‌شان كنيد. بسياري از آماتورها از  درخشش و نور بسيار ماه بخصوص در «تثليث» و «ماه كامل» تعريف مي‌كنند. اگرچه با رصد ماه به چشمان شما آسيبي نمي‌رسد، ولي روشنايي ماه را مي توان با فيلترهاي «چگالي-خنثي» مخصوص ماه يا پرده‌اي روبروي تلسكوپ بسيار راحت‌تر و زيبا‌تر ديد. با قرار دادن تلسكوپ در حدود 2 تا3 اينچي تكه مقوايي را به‌صورت مدور (حلقه‌وار) ببريد كه قطرش به اندازه‌ي عدسي شئ يا دهانه‌ي تلسكوپ‌تان باشد. آن را جلوي تلسكوپ قرار دهيد. اگر يك بازتابي يا كاتاديوپتريك داريد، مطمئن شويد كه حفره‌اي را در طرفي ايجاد كرده‌ايد كه هيچ قسمتي از آينه‌ي ثانويه توسط گوشه‌هاي حلقه تاريك يا سد نشود.
اگر يك نقشه‌ي كامل در دست داريد، مي‌توانيد نزديك‌ترين همسايه‌ي فضايي را با جزئيات جالب‌اش رصد كنيد. همه‌ي‌ فازهاي ماه براي اخترشناسان جالب است. هلال ماه بعد از ماه نو، تربيع اول،‌تغييرات زياد ظاهري در عوارض ماه را به نمايش مي‌گذارد. با نشانه روي به سمت منطقه‌اي استوايي، گستره‌ي وسيعي از درباهاي Crisium، Fecunditatis، Tranquilitalو Seremitatis قرار دارند. بسياري از حفره‌هاي بزرگ، شمال اين درياها واقع شده‌اند و منطقه‌ي جنوب زيبايي زمختي را را در خود نهفته دارد. از جمله حفره‌هاي «كلاويوس» و «تيكو» كه هر دو را بعد از آفتاب در ماه در شب‌هاي تربيع اول مي‌توان ديد.
بعد از تربيع اول، نور خورشيد به آرامي به اقيانوس Procellarum مي‌تابد. بزرگترين درياي ماه، اقيانوس طوفان‌هاست كه ديدني‌هاي زيادي دارد. از جمله حفره‌هاي «كپلر» و «كپرنيك».  در شمال استواي ماه، حفره‌هاي Sinus Iridum و  حفره‌ي تاريك و غيرعادي افلاطون اولين نورها را دريافت مي‌كنند. در سمت جنوب «تيكو» با پرتوهاي پراكنده شده در استواي ماه آرام آرام روشن مي‌شود. وقتي از فاز «ماه كامل» مي‌گذريم، اين روند برعكس مي‌شود و سايه و روشن‌ها در همسايه‌ي ما روند ديگري را طي مي‌كنند.
پيمايش ماه در آسمان، اختفا يا گذر از مقابل ستارگان را هم در بر دارد. در برخي لحظات نادر، «اختفاي سياره‌اي» صورت مي‌گيرد. ديدن ماه در حال گذر از جلوي يك جرم سماوي ديگر مي‌تواند لذت‌بخش و جالب باشد. با دانستن زمان ناپديد شدن و ظهور مجدد ستاره يا سياره،  دانشمندان نوسانات نامحسوسي را در فاصله‌ي مداري و سرعت ماه مي‌توانند اندازه‌گيري بگيرند. اگر تك ستاره‌ي يا دوگانه‌ي غيرقابل تفكيك باشند، باز هم اين‌كار را مي‌توان انجام داد. اختفاي ستارگان و سيارات پُر نور، سوژه‌ي رصدي جذابي هستند.

«خورشيد»
 قبل از اين‌كه بگويم خورشيد چه مشخصه‌هاي رصدي دارد، به نحوه‌ي نگاه گردن به خورشيد بايد اشاره‌اي ‌كنم؛ نوردهي مستقيم از نوع خورشيد از دوچشمي و تلسكوپ شبيكه‌ي چشم‌تان را سريعاً مي‌سوزاند. بدون رعايت هشدارهاي قبلي، نگاه‌ كردن به خورشيد باعث آسيب چشم شما و حتي كوري مي‌شود. خوشبختانه روش‌هاي ساده‌اي براي رصد كاملاً ايمن خورشيد وجود دارد. ايمن‌ترين راه استفاده از فيلتر‌هاي  خورشيدي، فيلم با شيشه‌ي آلومينيمي «مايلار» است كه با آلياژ «نيكل-كروميم» لايه نشاني شده است.
صرف نظر از انواع روش‌ها يا فيلترها، فيلتر‌هاي خورشيدي بايستي جلوي تلسكوپ يا دوچشمي قبل از نگاه از چشمي قرار گيرد. اين روش، نور شديد و گرمازاي خورشيدي را قبل از ورود به هر اُپتيك تا چشم به اندازه‌ي كافي كاهش مي‌دهد. هرگز فيلتر را بين چشمي و چشمان خود قرار ندهيد. گرماي خورشيد فيلترهاي شيشه‌اي را خيلي سريع شكافته يا فيلم نازك مايلار را مي‌سوزاند.
يكي از جالب‌ترين رصدهاي خورشيدي نمايش دادن نوسانات تعداد لكه‌هاي خورشيدي جلوي «نورسپهر» است. لكه‌هاي خورشيدي در ميدان مغناطيسي قوي خورشيد مناطق گسترده‌اي به نظر مي‌رسند. هر لكه شامل بخش تاريك مركزي (سايه) و محيط خاكستري رنگ اطراف آن (نيم سايه) است. آن‌ها ممكن است صدها تا هزاران مايل نظر داشته باشند. سعي كنيد هر 2 تا 3 روز در طول هر ماه لكه‌ها را طرح بزنيد. اگر از لكه‌هاي خورشيدي به‌طور پيوسته طرح كنيد.
نموداري «رفت و برگشتي» به‌دست مي‌آوريد؛ حركت اين لكه‌ها با تغيير شكل و اندازه‌ي آن‌ها همراه است. «باب گادفري» به ‌خاطر آلودگي نوري شهر Utica  در نيويورك، اخترشناسي است كه فقط يك ستاره را رصد مي‌كند (خورشيد)! «باب بارلو» نامي است كه به آن شهرت يافته و آرايه‌هاي از فيلترهاي خورشيدي براي تلكسوپ‌هاي شكستي درست كرده كه هميشه در شهرهاي شمالي همراه خود مي‌برد. رصد ساليانه‌ي خورشيد «sun party» او يكي از عامه پسندترين سوژه‌هاي گروه‌هاي نجومي در نيويورك شده است. او كسي است كه با رصدهاي خياباني خورشيد، باعث انگيزه‌ي ديگر رصدگران آماتور نيز شده است.
 
«سيارات»
هر سياره‌اي كه حول خورشيد مي‌گردد از تلسكوپ‌هاي آماتوري با مشخصه‌هاي منحصر به فرد خود ديده مي‌شود. حلقه‌هاي زحل، رگه‌هاي راه راه جو مشتري و 4 قمر گاليله‌‌اي‌اش ، قطب‌هاي سفيد رنگ و سطح قرمز مريخ و اهله‌ي زهره. حداقل 3 تا از اين‌ها را مي‌توانيد با كوچك‌ترين تلسكوپ‌ها هم ببينيد.
براي يافتن «عطارد» بايد هر روز وقت بگذاريد. به علت اين‌كه فاصله‌اش تا خورشيد بسيار كم است، فقط در افق همراه با نورهاي فلق و شفق آن‌هم بيش‌از يك ساعت قبل از طلوع قابل رؤيت نيست. در نتيجه بايد براي ديدن آن، افق صاف و بدون غبار و مه‌ و ابر داشته باشيد. مكان‌هاي خوب براي رصد عطارد، نزديك ساحل، مناطقي با ميدان ديد وسيع و بالاي تپه‌هاي بلند است.
در زمان‌هاي معيني از سال قرص عطارد بسيار بهتر از مواقع ديگر ديده مي‌شود. بهترين موقع در نيم‌كره‌ي شمال عطارد بيش‌ترين كشيدگي شرقي خود در «بهار» يا بيش‌ترين كشيدگي غربي آن در صبح‌گاه «پاييز» است. در اين دو فصل دايره‌البروج نسبت به افق زاويه‌ي بيش‌تري دارد و عطارد در آسمان ناظر به بالاترين ارتفاع خود نسبت به بقيه‌ي سال مي‌رسد.
وقتي عطارد كاملاً قابل رؤيت مي‌شود، درست مثل توپ بولينگ است، چراكه آشفتگي جوي زمين باعث پخش شدن نور آن  مي‌شود. اگر عطارد را دقيق‌تر مورد بررسي قرار دهيد، متوجه مي‌شويد مثل ماه اهله دارد ولي اين اهله بسيار نامحسوس است. براي اين‌كه تضاد نوري را براي پيدا كردن و رصد آن بيش‌تر كنيد،‌از فيلترهاي رنگي نارنجي، قرمز تيره استفاده كنيد.
زماني كه «ناهيد» به قدر 4- مي‌رسد غير از ماه و خورشيد پُرنورترين جرم آسمان است. اين بدان معناست كه حتي وسط شهر هم براحتي قابل رؤيت است. با وجودي‌كه جرمي پُر نور است،‌ اسرار بسياري را در خود حفظ كرده‌است. جو «ناهيد» حتي با بزرگترين تلسكوپ‌‌ها هم قابل تشخيص نيست. سطح آن به‌واسطه‌ي همين جو از ديد ما پنهان مي‌ماند. «ناهيد» هم درست مثل ماه اهله  دارد كه با كوچك‌ترين تلسكوپ‌ها هم ديده مي‌شود (ناهيد در نزديك‌‌ترين فاصله‌اش به زمين هلال نازك و بزرگي تشكيل مي‌دهد.
وقتي ناهيد از زمين دور مي‌شود به شكل قابل‌ملاحظه‌اي كوچك شده و قرص آن با نور خورشيد روشن مي‌شود. در اين زمان خيلي شبيه تربيع يا تثليث ماه است.
هيچ سياره‌اي به فريبندگي مريخ نيست. هر چند تاريخ فرضيات جالب كانال‌هاي مريخ و موجودات مريخي منقضي شده، ولي هنوز چيزهاي جالبي درباره‌ي اين دنياي نسبتاً دور از زمين وجود دارد. با تلسكوپ‌هاي آماتوري سطح كدر آن را مي‌توان رصد كرد و فقط زماني اين كار ممكن است كه زمين و مريخ در نزديك‌ترين فاصله‌ (مقابله) باشند. در «مقابله»، مريخ در آسمان‌ ما دقيقاً روبروي خورشيد است. يعني وقتي خورشيد غروب مي كند مريخ از غرب طلوع مي‌كند و در طول شب در آسمان است. تلسكوپ‌ كيفيت بالاي 4 اينچي و شرايط پايدار جوي و «پارامتر ديد» براي ديدن مشخصه‌هاي سطحي مريخ لازم است (مثل قطب‌ها و مناطق تاريك). بايد مطمئن شويد كه از بهترين چشمي‌ها براي ديدن اين جزئيات استفاده مي‌كنيد).
صرف نظر از تلسكوپ، چشمي و فيلترها، مريخ سياره‌ي چالش برانگيزي براي بررسي است. حتي در مقابله‌ي مريخ هم جزئيات زيادي را نمي‌شود ديد.  اگر رصدگر همه‌ي امكانات نيز همراه داشته باشد دو چيز را نمي‌تواند با پول بخرد: دقت و  صبر. وقتي مريخ تازه با جزئيات بيش‌تري ديده مي‌شود، زمان گذشته و آشفتگي جوي نور آن را پراكندگي كرده است. ولي حالت نادر آرام جوي، نور اصلي مريخ به سمت ناظر خواهد آمد.
سعي كنيد از فيلترهاي رنگي مختلف براي بهبود تصويري كه از چشمي مي‌بينيد استفاده كنيد. فيلترهاي چشمي نارنجي و قرمز تضاد نوري مناطق تاريك سطحي مريخ را در مقابل نارنجي روشن بيابان‌هاي مريخ افزايش مي‌دهند و فيلترهاي سبز و آبي بهترين روش براي رصد مناطق قطبي هستند.
 مشتري يكي از جذاب‌ترين اعضاي منظومه‌ي شمسي براي رصد است. تلسكوپ‌هاي خانگي پوشش ابرهاي سياره را به مناطق كمربندي روشن و تاريك تقسيم مي‌كنند كه هر كدام اشكال پيچه‌اي، تخم‌مرغي و هلال‌گونه به خود گرفته‌اند. بخصوص منطقه‌ي خارجي استوايي و روشن كمربندهاي شمالي و جنوبي استوايي مشتري مهم هستند. لكه‌هاي بزرگ قرمز، طوفان‌ بسيار عظيم مدوري است كه منطقه‌ي استوايي جنوبي مشتري پيدا شد. در شرايط مطلوب شايد بتوانيد آن را هم ببينيد و البته صورتي كم‌رنگ ديده مي‌شود. فيلترها مي‌توانند براي شفاف كردن جزئيات در كمربندهاي ابر مشتري مفيد واقع شوند. فيلتر زرد- سبز يا نارنجي مشخصه‌هاي ديگري را در كمربندهاي تاريك‌تر و سبز و آبي لكه‌ي قرمز را دقيق‌تر نشان مي‌دهند. مشاهده‌ي رقص قمرهاي گاليله‌اي مي‌تواند براي هر كس در هر جايي جالب باشد.
مكان آن‌ها نسبت به مشتري و يكديگر به آرامي ولي منظم تغيير مي‌كند. «يو» (Io) ظرف كم‌تر از 2 روز حول مشتري مي گردد (تناوب مداري كاليستو دو هفته است). سريع‌ترين قمر مشتري «يو» است. آن‌ها را رصد كنيد و تغيير مكان‌هايش را ثبت كنيد و آن را با ماه مقايسه كنيد. قمرهاي گاليله‌اي با ژوپيتر (مشتري) خداي يونان باستان، نمايش‌ زيبايي را به نمايش مي گذارند. آن‌ها به‌طور متناوب يك بار يا بيش‌تر با مشتري اختفا يا گرفت دارند  و گاهي از جلوي قرص مشتري گذر انجام مي‌دهند.
 
و حالا نوبت زحل است!‌ چه كسي هيجان اولين رصد زحل را فراموش مي‌كند؟ پيش چشمان ما يك توپ طلايي با حلقه‌هاي روشن سفيد رنگ‌اش خودنمايي مي‌كند. براي عده‌اي از نظر زيبايي رقيبي ندارد. زحل با جو ضخيمي پوشيده شده كه از نظر  تركيب و طبيعت‌اش شبيه مشتري است؛ ولي جو مشتري در جزئيات عناصر بسيار غني‌تر است. جو زحل بدون هيچ علامت مشخصه‌اي است. منطقه‌ي استوايي سفيداش با مناطق شمالي و جنوبي گرمي احاطه شده است. از فيلترهاي زرد و نارنجي براي روشن‌تر كردن جزئيات اين منطقه استفاده كنيد.
در يك نگاه گذرا، زحل ابتدا يك گلوله‌ با حلقه‌اي جامد به نظر مي‌رسد. ولي نگاه دقيق‌تر و نزديك‌تر نشان مي‌دهد كه اين در حلقه‌ها با يك شكاف به دو قسمت تقسيم شده‌اند. حلقه‌هاي بيروني را حلقه‌‌ي «A» مي ناميم كه خاكستري روشن است و حلقه‌هاي داخلي كه حلقه‌ي «B» ناميده مي شوند و سفيد رنگ هستند.
حد فاصل جدايي اين دو منطقه «شكاف كاسيني» ناميده مي‌شود. در شرايط مطلوب رصدي هر سه مشخصه‌ي حلقه‌ها را حتي از تلسكوپ 2 اينچي هم خواهيد ديد. با ابزارهاي بزرگتر از 4 اينچ منطقه‌ي خاكستري تيره به نام «كرپ» (Crepe) يا «C» را نيز مي‌بينيد كه در حلقه‌هاي B و جلوي قرص روشن سياره قرار گرفته است.
تعداد جزئياتي كه از حلقه‌‌هاي زحل خواهيد ديد، قوياً بستگي به ميزان زاويه‌ي انحراف آن نسبت به خطي ديد شئ دارد. چون حلقه‌ها حدود 27 درجه با دايره البروج زاويه دارند، صورت‌هاي مختلفي را در 29 سال زميني حركت مداري ساليانه (انتقالي) يعني يك سال زحل از آن خواهيد ديد. حدوداً 15 سال يك طرف حلقه‌ و 15 بعدي رويه‌ي ديگر آن را مي‌بينيم. بين دو گذر 15 ساله،حلقه‌ها دقيقاً به‌صورت خطي ديده مي‌شوند و ما حلقه را به شكل قبلي نمي‌بينيم. آخرين بار در سال 1995 چنين اتفاقي افتاده و بيشينه‌ي بعدي سال 2003 بخش جنوبي حلقه‌ها مشخص شدند.
حلقه‌ها الان ظريف‌تر ديده مي‌شوند و دوباره سال 2010 ما يك خط از حلقه‌ها را مي‌بينيم. بعد از آن بيشينه‌ي شمالي در 15 سال بعد اتفاق مي‌افتد.
اورانوس و نپتون در اين حد روشن هستند كه به‌توان آن‌ها را در شهرها هم تشخيص داد. ولي نبايد از محيط اطراف رصدگر نوري به چشم برسد. اورانوس با قدر ظاهري 6 به‌صورت ستاره‌اي سبز رنگ از تلسكوپ 3 اينچي ديده مي‌شود و نپتون با قدر 8 يك ذره‌ي كوچك سبز-آبي ضعيف ديده مي‌شود. حتي اگر تلسكوپ آن‌قدر بزرگ باشد كه بزرگنمايي 300 داشته باشيد،‌ باز هم اين دو را به‌صورت همان قرص‌هاي كوچك خواهيد ديد. چه در حومه‌ي شهر باشيد چه در شهر!‌
و بالاخره به پلوتون و اجرام ديگر مي‌رسيم. اينجا جايي است كه منظومه‌ي شمسي با پلوتون قدر 13 به انتهاي خودش مي‌رسد. فقط در بهترين شرايط رصدي و در بهترين مكان‌هاي رصدي ديده مي‌شود. اين سياره‌ي كوچك را براي زماني كه خواستيد از شهر فرار كنيد، در نظر داشته باشيد!؟ ولي تا آن زمان ماه، خورشيد و 7 سياره‌ي آسمان شب آن‌قدر تغييرات ظاهري دارند كه يك اخترشناس شهري را سال‌ها مشغول خود كنند.  
 

 
قبل >
Advertisement