
هابل در مونت ویلسون شروع به اندازه گیری فاصله سحابی ها کرد و برای این کار از روشی که بر پایه کشف هنریتا لویت انجام شده بود ، استفاده کرد.او کشف کرد که در نوعی ستاره شناخته شده با عنوان متغیر قیفاووسی یک رابطه قابل پیش بینی بین درخشندگی و مرتبه تپش آن وجود دارد.با اندازه گیری مدت زمان افت و خیز درخشندگی ستاره ، درخشندگی مطلق به دست می آید و از مقایسه آن با درخشندگی ظاهری ستاره ، فاصله ستاره به دست می آید.
هابل دریافت که می تواند متغیرهای قیفاووسی در سحابی آندرومدا را بررسی و تحلیل کند و نشان داد که این سحابی در واقع یک کهکشان مستقل است تا ابر گازی در کهکشان راه شیری.او همچنین نشان داد که این کهکشان در فاصله ای بسیار دورتر از آنچه قبلا تصور می شده است ، قرار گرفته است و با این کار دید ما نسبت به عالم را به طور شگرفی بسط داد.او یافته خود را در ژانویه 1925 طی جلسه انجمن اخترشناسی امریکا در واشینگتن اعلام کرد.
به دنبال این کشف بزرگ ، هابل به اندازه گیری فواصل اجرام دور دست نجومی ادامه داد ، اندازه گیری هایی که ما را به سوی کشف مفاهیم حتی اساسی تر در کیهان شناسی هدایت کرد.

از پیش معلوم شده بود که طیف سحابی ها قرمزتر از آنچه باید ، ظاهر شده است.اختر شناسان به ویژه وستو اسلیفر پی بردند که نور دریافتی از اکثر سحابی ها به سمت قرمز گراییده است اما هنوز نمی دانستند که چرا کهکشانهای دیگر در حال دور شدن از ما هستند.
ادوین هابل به اندازه گیری های نجومی و بسیار دقیق خود ادامه داد.او با میلتون هوماسن همکاری کرد که کارش را در ابتدا به عنوان یک سرایدار در رصدخانه مونت ویلسون شروع کرد و پس از مدتی به اختر شناس دستیار هابل در آمد.هنگامی که هابل در یافتن فواصل تا اجرام مختلف تمرکز کرده بود ، هوماسن به رصد طیف ها می پرداخت.
پس از جمع آوری داده های کافی ، این دو همکار ، یک رابطه خطی ساده بین سرعت یک جرم و فاصله اش تا ما کشف کردند که به قانون هابل معروف است و اشاره به این دارد که کهکشانها با سرعت های متناسب با فاصله شان در حال دور شدن از یکدیگر هستند. معلوم شد که اندازه گیری های انجام شده توسط هابل صحیح نمی باشند زیرا او درنیافته بود که در واقع دو نوع متغیر قیفاووسی وجود دارد.اما قانون هابل همچنان برقرار است.
ادوین هابل مقاله ای که در آن رابطه بین سرعت و فاصله اجرام توصیف شده بودند را به علوم آکادمی ملی در ژانویه 1929 ارائه داد که در ماه مارس همان سال نیز منتشر شد.برای مشاهده مقاله روی لینک کلیک نمایید: http://www.pnas.org/misc/Hubble.pdf
او در مقاله اش مفاهیم آنچه کشف کرده بود را به بحث نگذاشت ،( شاید ترجیح می داد که این تفسیر را به عهده نظریه پردازان بگذارد.) بلکه به سادگی قانون تجربی خود را در این باره معرفی کرد.اما دیگران به زودی متوجه شدند که کشف هابل نشان داد عالم در حال انبساط است و مشاهدات وی اولین پشتیبان رصدی برای آنچه بعدها به نظریه انفجار بزرگ تبدیل شد ، به شمار می روند.
در آن زمان دانشمندان متقاعد شده بودند که عالم ساکن است.انیشتین حتی موضوع شناخته شده ای با عنوان پایداری کیهانی را به معادلات خود اضافه کرد تا دانشمندان را همچنان موافق با عالمی پایدار نگاه دارد.با وجود اینکه دو فیزیکدان الکساندر فریدمان و جرج لمایتر به طور جداگانه انبساط عالم را بر پایه معادلات انیشتین بیان کرده بودند اما هیچ داده ای برای حمایت از نظریات خود نداشتند تا زمان کشف هابل به طور جدی نادیده گرفته شدند.هنگامی که انیشتین متوجه شد که مشاهدات هابل بیانگر عالم در حال انبساط است ، مسئله پایداری کیهانی را بزرگترین اشتباه زندگی خود خواند.





