از ماشین که پیاده شدیم هوا بسیار سرد بود و کم کم طاقت فرسا می شد . بچه ها اتشی روشن کردند و بعد به علت دستور سر دبیر خاموش شد . هنوز داخل امام زاده نشده بودیم که گروه آسمان زنده رود اقدام به وداع با خورشید اول ذیحجه نمود . آخ هوا بسیار سرد بود زنی را دیدم که در آن هوای سرد لباس می شست ...
بعد از ورود به امام زاده برنامه های ان شب اعلام گردید و قرار شد یک گروه به ثبت شهابها بپردازد ، گروهی دیگر با تلسکوپ کار کند و گروهی هم به گروه ونوس کمک کنند و تعدادی هم به دیدار صور فلکی رفتند .
البته باید اضافه کنم که بعد از غروب آفتاب اول برای رصد و دیدار با حلقه الماس ، ماه شب دوم به بالای کوه رفتیم و با تلسکوپ 18 اینچ توانستیم ماه شب دوم را روئت کنیم ، حفره ای بسیار زیبا از لبه ماه روشن شده بود به خوبی می شد زمین تاب را فهمید این اولین بار بود که به ماه با تلسکوپ نگاه می کردم . بعد در مورد مثلث تابستانی که در حال غروب بود صحبت شد و دیداری هم با خوشه پروین داشتیم . آسمان تقریبا تاریک شده بود و اجرام یکی یکی خودشان را نمایان می کردند . یادم رفت بگویم که یک دوربین دو چشمی مخصوص روئیت هلال هم بود که ماه از پشت آن هم دیدنی بود .
رفتیم سراغ دنباله دار، ملکه فعلی برساوش !!!!!....هاله ای در صورت فلکی برساوش در آسمان دیده می شد که گفته شد همان هولمز است که از روبه ور می آید . یعنی اینکه دنباله اش پشتش است و فقط هسته ی آن پیدا بود . بعد از دیدار با دنباله دار به سراغ کندوی عسل رفتیم ، نه منظورم خوشه کندوی عسل بود . یک خوشه کروی بسیار زیبا در صورت فلکی خرچنگ
در طول رصد از صحبتهای خانم نوروزی و جناب اقای صادقی و همچنین جناب آقای معصومی بهره بردیم .بعد از یکی دو ساعت رصد به امام زاده برای صرف شام برگشتیم و بعد از کمی استراحت برای سرمای شدید بیرون آماده شدیم فکر می کنم دما حدودا زیر صفر بود
. برای رفتن به دیدار ستارگان باید چراغ نور قرمز و نقشه اسمان کاغذ و مداد و دوربین دو چشمی به همراه خود می بردیم .از ساعت 10 شب دومین دوره رصدی را شروع کردیم و به ثبت شهابها پرداختیم . گروهها مشغول کار خودشان شدند و گروه آسمان زنده رود و گروه ونوس با آغاز از ساعت 22:10 و در بازه های 10 دقیقه ای به ثبت شهاب پرداختند . تا ساعت 24:10 ادامه دادیم و بعد به علت سرمای شدید دوباره به امام زاده برگشتیم و بعد ازیک ساعت استراحت برای سومین دوره رصد به بالا برگشتیم
در اوج بارش آن شب بودیم و فقط صورت فلکی کار کردیم . جبار – کلب اکبر و پر نور ترین ستاره آسمان شعرای یمانی – کلب اصغر جوزا که شهاب باران مربوط به همین صورت فلکی می شد ثور و مریخ – الدبران – و بعد هم شش ضلعی زمستانی ، بر ساووش ، سرطان ، حمل ، مثلث – فرس اعظم – حوت ، ذات الکرسی و جفت آن قیفاووس– سوسمار – اسد – وزحل – دب اکبر و دب اصغر که به وسلیه آن ستاره قطبی را پیدا می کردیم . اژدها – زرافه – کهکشان آندرومدا و از همه مهمتر تلالوء ستارگان بازوی کهکشان راه شیری بیشتر از همه نظر جلب توجه بود
تا ساعت 30 :3 صبح بالا بودیم و بعد به علت طاقت فرسا شدن سردی هوا به پایین آمدیم در راه به اسمان نگریستیم و یادم آمد یکی از آسمانیان گروهمان آقای طهماسب زاده در رصد قبلی گفته بود: ای آسمان مپندار که به تو می نگرم ، نه اگر ستاره هایت را نداشتی به تو نمی نگریستم .
ساعت 5:30 صبح بعد از نماز و خداحافظی با گروه ونوس و جمعشان و تشکر از زحمات دوست عزیزمان خانم رفیعی سوار ماشین شدیم و برای دیدار طلوع خورشید دوم ذیحجه به راه ادامه دادیم .
بروجن که رفته بودیم یکی از بچه ها خورشید را به زرده تخم مرغ تشبیه کرد ولی این دفعه واقعا زرده تخم مرغ بود و خلاصه ساعت 9:30 صبح روز پنج شنبه به زرین شهر ، خطه طلایی ایران و پایان چهارمین رصد سال 1386 رسیدیم .
باید از مسئولین رصد خانم ادیبی وخانم نوروزیان که زحمت هماهنگی و برنامه ریزی برای رصد نمودند تشکر به عمل آوریم .
آسمانتان صاف و پر ستاره
قلبهاتان آکنده از محبت باد .
نوشته شده توسط گزارشگر گروه سمیه سلیمیان
تایپیست : مهندس راضیه سلیمیان




